شماره پشتیبانی 24/7 021-66915469
فرجه و خوابگاه دانشجویی

حال و هوای خوابگاه در ایام فرجه

فرجه در خوابگاه دانشجویی

شنیدن واژه فرجه بیشتر از هر زمانی در دوران دانشجویی اتفاق می افتد. شاید در دوره مدرسه و بخصوص دبیرستان چند روزی را برای مطالعه دانش آموزان قبل از امتحانات در نظر بگیرند ولی نمیتوانیم این زمان را فرجه بنامیم. فرجه در دوران دانشگاه یک اصل مهم برای دانشجویان به حساب می آید. این یک قانون نانوشته است ولی هر ترم و هرساله اجرا میشود و دانشجویان بسته به میزان سختگیری اساتید خود چند روزی را قبل از شروع امتحانات تعطیل کرده و به کلاس نمیروند و به مطالعه دروس خود میپردازند.

فرجه در خوابگاه دانشجویی

یکسری از دانشجویان برای گذراندن ایام فرجه به شهر محل زندگی خود رفته و در خوابگاه های دانشجویی نمیمانند اما تجربه نشان داده است که تعداد زیادی از دانشجویان تمایل دارند که ایام فرجه را در خوابگاه های دانشجویی دخترانه و پسرانه گذرانده و دانشجویان دختر و پسر ساکن خوابگاه اتفاق نظر دارند که درس خواندن برای امتحانات در ایام فرجه در خوابگاه های دانشجویی بهتر و لذت بخشتر است.

همانگونه که در مطالب گذشته در مورد امکانات خوابگاه های مختلف اعم از خوابگاه دخترانه باکری، خوابگاه دخترانه فاطمی، خوابگاه دخترانه والعصر و خوابگاه دخترانه شهید روشن توضیح داده شد، این خوابگاه ها مجهز به سالن مطالعه مجزا و دنج برای مطالعه در ایام فرجه و سایر روزها هستند.

سالم مطالعه خوابگاه فاطمی

با اینکه در سایر روزهای سال نیز دانشجویان برای مطالعه درسی و آزاد به سالن مطالعه خوابگاه دانشجویی مراجعه میکنند، اما این کار در روزهای فرجه پررنگتر بوده و حال و هوای خاص خود را دارد. حتی دانشجویان نه چندان درس خوان خوابگاه های دانشجویی هم نیز در این ایام وسایل خود را جمع میکنند و تقریبا بیشتر زمان خود را در طول روز در داخل سالن مطالعه خوابگاه های دانشجویی میگذرانند.

ایام فرجه در خوابگاه دانشجویی دخترانه

در ایام فرجه خوابگاه های دانشجویی دخترانه و پسرانه هرکدام برای خود داستان های جالبی دارند. در اینجا به چند نمونه از این خاطرات اشاره میکنم:

خاطرات ایام فرجه در خوابگاه دانشجویی

مهرداد دانشجوی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه دانشجویی انقلاب بود. مهرداد تعریف میکرد که شبی که فردای آن امتحان سنگین آناتومی دستگاه گوارش داشتم و تقریبا در طول ترم چیزی از آن نخوانده بودم حسابی مشغول درس خواندن در سالن مطالعه خوابگاه دانشجویی بودم. خیلی خسته و خواب آلود بودم و تصمیم گرفتم بیست دقیقه چرتی بزنم و بعد دوباره بیدار شوم و روز از نو و آناتومی از نو. نمیدانم اصلا چند دقیقه بود که خوابم بوده بود که با صدای شبیه به نعره بیدار شدم و دور سالن مطالعه میدویدم و فریاد میزدم که اسب اسب اسب داستگاه گوارش تک معده ای دارد. این کار را چند دقیقه ادامه دادم و تا به خودم آمدم و کامل هوشیار شدم دیدم که بقیه ی دانشجویان یا از خنده ریسه میروند و یا آنهایی که تمرکزشان به هم خورده حسابی با خشم و غضب نگاهم میکنند.

سالن مطالعه خوابگاه

شیما دانشجوی دختر ساکن خوابگاه دانشجویی فاطمی تهران بود. داستان شیما از زبان خودش: شب امتحان هیدرولیک پیشرفته بود و من حسابی عقب بودم و خسته و اصلا کشش بیشتر درس خواندن را نداشتم. با دوستم که همکلاسی و هم اتاقی بودیم رفتیم سالن مطالعه خوابگاه و حسابی مشغول درس خواندن بودیم ولی من میدیدم که از او عقب هستم. یه فکر خیلی شیطنت آمیزی به سرم زد و از آنجایی که میدانستم دوستم خیلی از سوسک میترسد یک تکه کاغذ را مچاله کردم و انداختم جلوی پای دوستم و با صدای بلند گفتم سوسک. دوستم چنان پرشی کرد که با آن پرش توی مسابقات المپیک قطعا مقام می آورد. بعد در کسری از ثانیه سالن مطالعه را ترک کرد و به اتاق رفت و قسم خورد آن شب را پا به سالن مطالعه نمیگذارد و من هم از خدا خواسته گفتم عزیزم منم بخاطر تو امشب را درس نمیخوانم و هردو خوابیدیم.

 

 

3 Replies to “حال و هوای خوابگاه در ایام فرجه”

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: نظرات در وب سایت منعکس کننده دیدگاه نویسندگان آنها است، و نه لزوما دیدگاه های پورتال وب سایت کتابفروشی. درخواست شده است که از توهین ها، سوگند و بیان عرفانی خودداری شود. ما حق حذف هر گونه نظر بدون توضیحات اطلاع رسانی.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامتگذاری شده اند با *

© 2013 - 2019 ThemeEnergy.com