شماره پشتیبانی 24/7 021-66915469
خوابگاه دخترانه انقلاب

واسه خرید کتابم باید میرفتم انقلاب!

رویای دیرینه به حقیقت پیوست

برای هر پشت کنکوری که از اول کار شروع میکند به رویابافی، تهران قبول شدن یک رویای بزرگ است. از همان ابتدا که کتاب هایم را برای درس خواندن مرتب کردم با خودم عهد کردم که فقط و فقط تهران قبول شوم. وقتی جواب انتخاب رشته آمد و جلوی اسمم رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران را دیدم از خوشحالی گریه کردم. به تهران آمدم و وارد خوابگاه دخترانه دانشجویی نزدیک به میدان انقلاب شدم. وقتی از میدان انقلاب رد شدیم پدرم گفت باباجان اینجا میدان انقلاب و یکی از میدان های اصلی و مرکزی تهران است.

خوابگاه دخترانه دانشجویی

در بدو ورود به خوابگاه دخترانه انقلاب، حس خوبی نسبت به محل زندگی جدیدم داشتم. سرپرست خوابگاه خانم خوب و متشخصی بودن و این امر باعث شد که پدر و مادرم با خیال راحت دختر دردانه اشان را به دست سرپرست خوابگاه دخترانه دانشجویی بسپارند و راهی شهرستان شوند.

اولین روز دانشگاه

بعد از ثبت نام یک برنامه کلاسی به ما دادند. روز اول کلاس را با ماژیک هایلایتر نشانه گذاری کردم که فراموش نکنم. کلاس مبانی جمعیت شناسی داشتیم. از خوابگاه تا دانشکده راه چندانی نبود و به راحتی با اتوبوس به دانشگاه رفتم. ده دقیقه قبل از شروع کلاس در آنجا حاضر بودم و استاد سر وقت آمد. پیرمرد مهربانی بود و جلسه اول کلاس به معرفی خودمان و همچنین رشته ای که قبول شده بودیم گذشت. تمام مدت کلاس ذهنم درگیر اتاقم در خوابگاه دخترانه دانشجویی بود. به این فکر میکردم که باید حتما امروز وسایلم را باز کنم و همه آنها را مرتب کنم. تا به خودم آمدم کلاس تمام شده بود و استاد برای منبع درسی دو کتاب معرفی کرده بود. با دوستم که اتفاقا در خوابگاه دخترانه انقلاب هم هم اتاقی بودیم، اسم کتاب ها را یادداشت کردیم.

خوابگاه دخترانه انقلاب

گپ کوتاه بین کلاسی

تا کلاس بعد فقط نیم ساعت فرصت داشتیم. تصمیم گرفتیم در این فاصله به بوفه دانشکده برویم و چایی و کیک بخریم. حین چایی خوردن مشغول صحبت در مورد نحوه تهیه کتاب ها شدیم. نمیدانستیم این کتاب ها را از کجا تهیه کنیم. سرگرم این حرف ها بودیم که یک خانم خوش اخلاقی جلو آمد و گفت: ببخشید خانوما من اتفاقی حرفاتونو شنیدم. انگار ترم اولی هستین و واسه تهیه کتاباتون به مشکل برخوردین. من میتونم کمکتون کنم. کافیه اسم کتاباتون رو یک جا یادداشت کنید و به میدان انقلاب بروید. آنجا هر کتابی که بخواهید قابل یافتن است.

من و دوستم با شنیدن اسم میدان انقلاب به هم نگاه کردیم و لبخند زدیم. اون خانم ترم بالایی با تعجب پرسید اونجارو بلدین؟ گفتیم بله اتفاقا نزدیک خوابگاه ماست. ایشون با خوشحالی گفتن بسیار عالیه پس دیگه مشکلی ندارین. من و دوستم تصمیم گرفیم بعدازظهر به انقلاب برویم.

خوابگاه دخترانه تهران

از خوابگاه تا انقلاب راهی نبود!

بعدازظهر کلاس نداشتیم. نهار را در دانشگاه صرف کردیم و راهی خوابگاه دخترانه دانشجویی شدیم. از دانشکده تا خوابگاه را به راحتی برگشتیم. یاد حرفهای اون خانم خوش اخلاق افتادم. بهمون گفت حالا که ساکن خوابگاه دخترانه انقلاب هستید دیگر مشکلی برای تهیه کتابها نخواهید داشت و همچنین خوابگاه شما به میدان انقلاب و به طبع آن به مراکز مهم شهر نزدیک است. از این بابت خیلی خوشحال بودم. من تهران را نمیشناختم و همین که در خوابگاه دخترانه دانشجویی ساکن شده بودم که به مرکز شهر نزدیک بود بسیار عالی بنظر میرسید.

خوابگاه دخترانه در تهران

از خوابگاه تا میدان انقلاب راهی نبود. با دوستم تصمیم گرفتیم پیاده برویم. ده دقیقه طول کشید تا پیاده از خوابگاه دخترانه دانشجویی به انقلاب رسیدیم. تمام طول خیابان انقلاب و دور میدان کتابفروشی های بزرگ و کوچک بود. به نیم ساعت نکشیده که کتابها را پیدا کردیم. از این بهتر نمیشد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: نظرات در وب سایت منعکس کننده دیدگاه نویسندگان آنها است، و نه لزوما دیدگاه های پورتال وب سایت کتابفروشی. درخواست شده است که از توهین ها، سوگند و بیان عرفانی خودداری شود. ما حق حذف هر گونه نظر بدون توضیحات اطلاع رسانی.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامتگذاری شده اند با *

© 2013 - 2019 ThemeEnergy.com