شماره پشتیبانی 24/7 021-66915469
یک روز سرد زمستونی بود که کلاسمون ساعت ده و نیم شروع میشد. من و شیما که شب قبلش تا حوالی 4 صبح بیدار بودیم به خواب عمیقی فرو رفته بودیم و حتی بمب و حمله ی ترامپ هم نمیتونست مارو از زیر لحاف و تخت گرم و نرممون جدا کنه. مریم صبح که داشت […]
سلام. خاطره ی من از خوابگاه دانشجویی دخترانه مون مربوط به یک روز به یاد موندنی و استثنایی در طول کل 4 سال تحصیلمه و اون هم روزی نیست جز روز مسابقه ی آشپزی در اتاق ما. اتاق 201 میتونست به تنهایی جایزه ی نخل طلایی و خرس نقره ای و جشنواره ی فجر رو […]
من اسمم ساراست و ترم دوم دانشجوی رشته ی مهندسی عمرانم. رشته‌ی ما خیلی سخته پر از عدده که باید توی ذهنت تبدیلشون کنی به واقعیت و تجسمش کنی بعدش نقاشی شو بکشی. ایرادای بنایی که هنوز ساخته نشده رو در بیاری و بعدشم با هزار تا آینده نگری خودتو بزاری جای کارفرما و حدس […]
هنوز ترم جدید شروع نشده بود. دم دمای انتخاب واحد بود که به بابام گفتم میخوام برم تهران. چمدونم و اوردم وسط خونه پهن کردم و شرووع کردم به جمع و جور و نوشتن لیست بلند بالای وسایلای مورد نیاز برای ترم جاری ! بابام که وسط روزنامه خوندن بود که عینک دور مشکی شو […]
ترم دوم دانشگاه بودم که به بابام ماموریت دادن یک شهر دیگه و مجبور شدن برن از تهران. منم بار و بندیلمو جمع کردم و راهی خوابگاه دخترانه جمالزاده شدم. اینکه از خونه و زندگی و وسایل هایی که متعلق به خودته و هیچ کسی حق نداره بهش دست بزنه دل بکنی و بری جایی […]
توجه: این خاطره به صورت صوتی از یکی از دانشجویان خوب خوابگاه دخترانه جمالزاده گرفته شده است و پس از ویرایش و بازنویسی به شکل متن زیر در آمده است. سلام. یادش بخیر سال 93 بود که کنکور سراسری شرکت کردم و با رتبه خوب قبول شدم. همیشه از بچگیم آرزوم بود که بتونم روزی […]

© 2013 - 2019 ThemeEnergy.com